يک لحظه داغم میکشی، يک دم به باغم میکشی
پيش چراغم میکشی، تا وا شود چشمانِ من
پيش چراغم میکشی، تا وا شود چشمانِ من
« گاهی اوقات . . . | صفحهی اصلی | خويشاوندی »
* توبهفرما را فزونتر باد ننگ!
* چشمهی خارا...
* خدايا آه مکش!
* آن خيالِ رها...
* آشنا، سخن آشنا نگه دارد
* خودگری خودشکنی خودنگری...
* پاسبان حرمِ دل شدهام...
آدرس ترکبک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4084