May 19, 2008

« در همه حال . . . | صفحه‌ی اصلی | پيشِ چراغ . . . »

گاهی اوقات . . .

گاهی اوقات آدم برای اين‌که بداند چه چيزهايی دارد، چه نعمت‌هايی دارد و هر روز با آن‌ها زندگی می‌کند و بی‌اعتنا شايد، بی آن‌که آن‌ اندازه که در خور است، قدرشان را بداند، لازم است تلنگری بخورد. و بعضی اوقات تلنگرها حتی اگر در ساده‌ترین پوشش باشد و نه نتيجه‌ی توفان و گردباد و زلزله و سونامی و غيره، کار هزاران زلزله را می‌کنند. «اذا زلزلت الارض زلزالها و اخرجت الارض اثقالها...». و اين «اثقال» است که پدر ما را در آورده است.
(83 کلمه)

مطالب مرتبط

توبه‌فرما را فزون‌تر باد ننگ!

چشمه‌ی خارا...

خدايا آه مکش!

آن خيالِ رها...

آشنا، سخن آشنا نگه دارد

خودگری خودشکنی خودنگری...

پاسبان حرمِ دل شده‌ام...

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats