April 10, 2008

« زبانِ اهلِ خدمت و فرهنگِ سرهنگی | صفحه‌ی اصلی | سقوط اتحاد جماهير بلاگ‌‌رولينگ »

نسخه‌ی خويش

ديدم‌اش خرم و خندان... گفت: «می‌دانی چرا بعضی وقت‌ها غم پنجه در جان‌ات می‌اندازد؟». گفتم: «خوب غم است ديگر! سرشت آدمی این‌طور است». گفت: «نه! اگر قرار باشد نسخه‌ای از کسی باشی، نسخه‌ی خودت باش. برای خوشامد هيچ کس، هيچ چيز مگو، مگر برای عشق». گفتم: «اين چه ربطی به غم دارد؟». گفت: «ساده است! وقتی نسخه‌ی خودت باشی، يعنی عالم و هر چه در او هست، نزد تو سهل و مختصر است. يعنی، به جز او، به جز يکی، همان يکی، که يکی هست و هيچ نيست جز او، باقی علی الاطلاق‌ در همان طبقه‌ای می‌افتند که تو نه بايد نسخه‌ای از آن‌ها باشی و نه بايد راه خوشامدشان را بروی». گفتم: «فکر نمی‌کنی اين تکليفی که می‌کنی، خيلی سخت است؟» گفت: «معلوم است که سخت است! اگر ساده بود، آدم بی‌غم در دنیا بی‌شمار بود. نظر به خويش و نسخه‌ی اصيلِ خويش بستن، با خويشتن‌پرستی و خودخواهی فرق دارد. نسخه‌ی خويش را يافتن‌ يعنی رها شدن از نسخه‌ی هر چه جز او. از هر نسخه‌ای، چه اصل و چه بدل. چرا؟ چون خودت نسخه‌ای هستی نفيس. خودت آن نسخه‌ای هستی که در جايگاهِ خويش يگانه‌ای و هيچ کس چون تو نيست، هر چند همه اين يگانگی را دارند. پس يگانگی خويش را در حتی يگانگی هيچ کس مباز!» گفتم: «برای امشب بس است! همان خنده‌ی نخست‌ات، سرآغاز زوال غم است». و همين گفت‌وگو با تو، خاطر آدمی را شاد می‌کند و بار هر غمی را بر می‌دارد:
بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود
عيسی دمی خدا بفرستاد و بر گرفت

مطالب مرتبط

زبان عاجز تفسير

مغالطه

هنوز وقت‌اش نشده؟

ما غرّک بربک الکريم؟

نظر کردن به درويشان . . .

رنج ضايع، سعی باطل، پای ريش

که هر که بی‌هنر افتد . . .

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4051

نظرها (4)

دیدمش خرم و خندان و قدح باده به دست

سخت اما شدنی. برای من تلنگر خوبی بود

ممنونم
تنها وبلاگی هستی که هنوز می خوانم
می دانی دعا می کنم خودت همین شکلی باشی که می نویسی
ممنونم
زیاد...

با سلام
مطلب بسيار زيبا و به موقع براي من بود. موفق باشيد و بي غم!

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats