March 22, 2008

« بهار سوگوار | صفحه‌ی اصلی | آمريکا،‌ دشمن شماره يک ملت ايران »

تعریف

شايد ميلیون‌ها بار با این کلمه‌ی «تعريف» برخورد کرده باشيد. شايد منطقيون و اهل فلسفه و علم بارها گفته‌ باشند که تعريف فلان مفهوم یا اصطلاح چیست. اما «تعريف شدن» اصطلاحی است بيشتر رياضی. مثلاً کسری که مخرج‌اش صفر باشد، تعريف نشده است. نمونه‌های رياضی‌اش زياد است. اما حافظه‌ی دانشجويی ریاضی من نم کشيده است و یاری نمی‌دهد که مثال بزنم. می‌خواهم از اين تعبير برای جاهای دیگر استفاده کنم. بعضی چيزها برای بعضی جاها تعريف نشده است. مثلاً، به نظر من، پرسش علمی از قرآن پرسيدن اساساً تعريف نشده است. و چون تعريف نشده است، هر جوابی که بگيری يا از همان اول بی سر و ته است يا بعداً بی سر و ته بودن‌اش معلوم می‌شود و رخنه‌ای در يکپارچگی آن پاسخ می‌افتد. به طريق اولی، پرسش دینی، دینی به مفهوم خاص و دقيق آن، در علم «تعريف نشده» است. درست مثل اين است که روی خط اعداد حقیقی، دو بازه داشته باشيم که نقطه‌ی مشترک با هم نداشته باشند. اشتباه نکنيد. مقصودم اين نیست که مثلاً علم و دين تنازع و تخالفی دارند. مثل اين می‌ماند که بروی سراغ يک جراح برجسته و بی‌همتای مغز و از او درباره‌ی برنامه‌نویسی کامپيوتری سؤال بپرسی يا درباره‌ی آخرين نظريه‌های اقتصاد جهانی از او سؤال کنی (فرض کنيم که آن جراح چيزی از اقتصاد نمی‌داند). اگر جراح بگويد من چيزی از اقتصاد نمی‌دانم، هيچ از منزلت بی‌همتای علمی او به عنوان يک جراح کاسته نمی‌شود و به طريق اولی اين ندانستن جراح،‌ مايه‌ی وهن و بی‌ارزش شدن اقتصاد هم نمی‌شود. هر دو کار خودشان را انجام می‌دهند، بدون اين‌که با هم نزاعی داشته باشند.

من خيلی از اين تعبير «تعريف نشده» يا «تعريف شدن» خوش‌ام می‌آيد. و اساساً اين نگرش دقيق و موشکافانه‌ی رياضی، خيلی از مشکلات و معضلاتی را که آدم‌ها بی‌خود و بی‌جهت برای خودشان درست می‌کنند، مرتفع می‌کند. باز هم از اين تعبير استفاده خواهم کرد و مثال‌های دیگری می‌زنم. آدم می‌تواند خودش را از نو تعريف کند. آدم می‌شود خودش را در فضای ديگری تعريف کند. می‌خواستم بگويم آدم می‌شود دين‌اش را از نو تعريف کند، اما ديدم هر چند از دید خودم اشکال چندانی به آن وارد نیست، ولی وقتی پای مستدل کردن آن بيفتی جان‌ات به لب‌ات می‌رسد و کلی سوء تفاهم درست می‌شود. از خير اين يکی می‌گذرم تا وقتی که فرصت داشته باشم خوب اين فکر را بپرورانم و درباره‌اش با دقت و عمیق صحبت کنم. اين تعريف خيلی چیز مهمی است. غفلت از تعریف يعنی غفلت از اصل معرفت. آدم بدون تعريف درست عارف نمی‌شود.
(414 کلمه)

مطالب مرتبط

...

کتاب، ناموس آدم کتاب‌باز است

چند سياست‌مدار عصبی در آمريکا

چاک جهل و حمق . . .

پازل تاريخ و چند حاشيه‌ی ديگر

دو حاشيه

در فضيلت شجاعت و صراحت

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4028

نظرها (3)

البته این مقایسه شما خالی از نقص نیست به دلیل آنکه خدماتی که هر کدام ارایه میکنند در یک قیاس نمیگنجند ولی ;
اگر آن جراح ادعا کند که پاسخ تمام پرسشهای عالم هستی رامیداند تکلیف چیست؟
یا اگر در جامعه ای به جز جراح وجود نداشت تکلیف چیست؟

هوالحکیــم

و سلام او به دوست

خدا را شاکرم که به دنبال مطلبی در داروخانه سیر
می کردم و از روی اقبال خوش ناخودآگاه به داروخانه و این داروی کارآیتان برخوردم.
بحث بسیار مهمی را مطرح فرمودید که ارتباطی تنگاتنگ بل موضوع مورد جستجوی بنده داشت...
مایلم بیشتر آشنا شویم
شاید...

به نظر من اول اندازه گليمت را " تعريف كن " و بعد پايت را به اندازه گليمت دراز كن!
****
کار رياضی‌دانان و رياضی‌خوانان همين است ديگر. تعريف اندازه‌ی گليم و بعد ميزان دراز کردن پا!

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats