اينکه آدم بگويد من با فلان موافقام يا با بهمان مخالف هنری نيست. اين کار از طوطی هم بر میآيد. همهی مقلدان کارشان همين است که بگويند موافقاند يا مخالفاند. مهم حجت آوردن و استدلال است که بگويی چرا مخالفی و چرا موافق و دليلات، دليل باشد اقناعآور نه دلیلی متزلزل و چيزی که همه تکرار میکنند. اينکه باوری در میان مردم راسخ شده باشد و حتی هزاران سال بر آن پا فشرده باشند، دليل بر استقامت منطقی و درستی آن باور نیست. مهم منطق است. دليلاش مهم است. آدم حتی میشود به چيز غلط و نادرستی ايمان و اعتقاد داشته باشد. گاهی میشود. بعضی اوقات باور به چیزی که غلط است حتی تا آخر عمر آدم، خللی در زندگیاش ممکن است ايجاد نکند. ولی حساب عوام را اگر از خواص جدا کنيد، حجت است که بر صدر مینشيند.
نمونه اگر میخواهيد آن قصيدهی اعترافيهی ناصر خسرو را ببينيد. ناصر خسرو وقتی با المؤيد في الدين شيرازی رو به رو میشود و راه حل آشفتگیهای عقيدتی خويش را میجويد، يکی از نخستين چيزهايی که میگويد اين است: گفتم نخورم دارو بی حجت و برهان! و همین حجت و برهان است که فرق مقلد و محقق را نشان میدهد.
نمونه اگر میخواهيد آن قصيدهی اعترافيهی ناصر خسرو را ببينيد. ناصر خسرو وقتی با المؤيد في الدين شيرازی رو به رو میشود و راه حل آشفتگیهای عقيدتی خويش را میجويد، يکی از نخستين چيزهايی که میگويد اين است: گفتم نخورم دارو بی حجت و برهان! و همین حجت و برهان است که فرق مقلد و محقق را نشان میدهد.

نظرها (2)
ممنون ميشم اگر استدلالي آقاي سروش داشتند بفرمائيد. در ضمن بد نيست يادداشت آقاي مهاجراني در وبلاگ شخصيشان را ببينيد. من تقريبا هر نقد ديگري را هم كه خواندهام دراين موضوع هم نظر بودند كه آقای سروش صرفا ادعايي كردند و هيچ شاهد عقلي نياوردهاند و طبيعتا هر حرف جديد تا زماني كه پشتوانهي عقلي يا نقلي نداشته باشد هيچ ارزشي ندارد. براي مثال آيا واقعا آيهاي يا حديثي در تاييد ادعاي
سروش وجود دارد؟
***
دوست عزيز،
من بیکار نيستم يک کتاب را برای شما اينجا باز نشر کنم. لطف کنيد برويد خودتان کتابها را بخوانيد. نظر آقای مهاجرانی هم همان ايرادها را دارد. ذيل هر دو مطلب هم من نظرم را نوشتهام.
حامد | پنجشنبه، ۱۶ اسفند ۱۳۸۶، ۱۷:۵۰
خوب بد نيست همين استدلال را هم براي خودتان تكرار كنید. چرا شما بايد از سخني كه هيچ استدلال و دليل عقلي و نقلي ندارد دفاع كنيد؟ نكند چون سروش گفته پس حتما درست است؟
اينكه يكي بياد يك ادعايي بكند و گرد و خاك راه بياندازد و بعد هم هیچ كه به روشن فكر بودن نيازی ندارد، كافيه داخل يكي از تاكسيهای داخل تهران بشينید انواع و اقسام اين ادعاها و نظريات را ميشنويد.
***
عجب قصهای سر هم کردهايد. خودتان میبريدذ خودتان میدوزيد. چه کسی گفته است استدلال نداشته که من پذیرفتهام. اگر شما رفتيد دانشگاه استاد به شما گفت دو دو تا چهار تا میشود، میگويید تا استدلال نکنی، قبول نمیکنم؟ يک جايی استدلال ارايه شده است. لازم نيست هر استدلالی همه جا تکرار شود.
حامد | پنجشنبه، ۱۶ اسفند ۱۳۸۶، ۱۵:۱۲