امروز خبری در سايت هنر و موسيقی آمده بود دربارهی کنسرتهای اخیر شجريان. به نقل از آقای درخشانی آمده است که تصنيف «سخن عشق» از جملهی تازهترین ساختههای استاد شجریان است. يا خبرگزاری مهر (که منبع سايت هنر و موسيقی است) دچار اشتباه شده است يا آقای درخشانی اين تصنيف شجریان را که قبلاً با ويولون اجرا شده است هرگز نشنيدهاند. احتمال ديگری هم هست که خوب نيست بگويم! به هر حال اين تصنيف سالها پيش اجرا شده است. گواهاش هم اينکه در همين طربستان ملکوت اجرایاش با ويولون هست. اسمی که من برایاش گذاشته بودم (چون نمیدانستم اسم اصلیاش چیست) تصنيف «رنگ رخساره» بود. خلاصه اين تصنيف «سخن عشق» اصلاً ساختهی تازهای از استاد نيست. کنسرت استاد در قسمت ماهور، همهی تصنيفهایاش قديمی بود و کار تازهای در آن نبود. آخر به چه زبانی و شيوهای بايد نشان داد که استاد ديگر بیحوصله است و کار جديد نمیکند؟

نظرها (4)
آخه مگه تو خودت هر روز با حد اعلاي انژي از خواب پا مي شي يا همه كارهات رو با خلاقيت و توان اعلاي خودت انجام مي دي؟ بعضي ها همين كه باشن بايد خدا رو شكر كرد. مي پذيرم كه هر چه بيشتر بتواني بيشتر بدهكار دنيايي و مسووليتت سنگين تره اما بيا با مداراي بيشتري با امثال اين آدم ها (نمي گم بزرگان چون من نمي تونم راجع به بزرگي كسي قضاوت كنم)برخورد كن. كمي راه گشاتر باش
غزاله | دوشنبه، ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶، ۱۰:۳۱
Dāriyuš-e Mohammadpur
بسم الله الرحمان الرحیم
سلام علیکم
ببخشید. وقتی ماوس را روی لینکهای مختلف داخل وبلاگ شما (لینکهای «لینکدونی» و «موضوعات» و «افزوده های اخیر» و «لینک ها» و لینکهای داخل مقالات) قرار می دهیم، کادری ظاهر می شود
Snap
Loading Preview
آیا ممکن است بپذیری که ظاهر نشدن این کادر از ظاهر شدنش بهتر است؟ البته من نمی دانم از نظر فنّی این کادر چیست و چه معنائی دارد
***
شایسته است برای مقاله ای با موضوع «تأثیرگذارترین ها» چند ماه وقت بگذاری
***
آقای سيد محمدی عزيز،
درست است. بعضی جاها آن کادر دردسر ساز و مزاحم است، اما بعضی جاها خواص خوبی دارد. اینترنت هم مثل خیلی چيزهای ديگر کامل مطلق نيست. بايد بعضی از عيب و علتهایاش را هم ناچار پذيرفت تا از برخی خوبیهایاش بهرهمند شد. در مورد دوم هم درست میگوييد. ولی فتح بابی بود به هر حال که فکر میکنم نتايج خيلی خوبی هم خواهد داشت. حال که حرفاش پيش آمد، چه خوب است خود شما هم قبول زحمت کنيد و بنويسيد.
د. م.
سیدعباس سیدمحمدی تهران | جمعه، ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶، ۱۷:۰۵
حضرت ماکان عزیز ، این مطلب را یکی از علاقمندان شجریان برایتان می نویسد که هم در کنسرت اخیر ایشان حضور داشته است و هم ایشان را از سال 1349 می شناسد. سالی که اولین آواز ایشان پخش شد و نگارنده هم آن را ضبط کرد. بنده با هنر ایشان سه دهه است که از صبح تا شام ما نوس بوده ام وهستم. نوشته ی آقای داریوش را من هم خواندم و از قضا اشکالم به آن نوشته این است که بیش از حد لازم رعایت احوال استاد را کرده است. آقای ماکان عزیز ، حالا دیگر گمان می کنم زمان آن رسیده باشد که جلو بت تراشی و بت پرستی را در هر زمینه ای که می توانیم ، بگیریم. استاد تا خوب و تازه و نو و متناسب با شان خود می خواند ، استاد است و گرنه مقام مشخص و غیر قابل انکار ایشان نباید باعث شود که اگر کاری در سطحی پایین تر از آثار سابق خود ارائه کرد ، کسی اجازه یا جرات نقد هنر ایشان را نداشته باشد. بسیاری از انحرافات و کجروی ها در فرهنگ ما از همین نقطه شروع شده است که کسانی در زمینه ی کار خود به مرحله ای رسیده اند که از نظر دوستداران و مریدان خود ، نقد ناپذیر شده اند.(مثل شاملو در چشم طرفدارانش و بسیاری از اقطاب فرق صوفیه در نظر مریدانشان). بنا بر این اگر استاد را دوست دارید - که دارید - اجازه دهید هنر او را بدون هیچ مانعی نقد کنند که هم برای ایشان خوب است و هم برای علاقمندان موسیقی و هم برای ادامه دهندگان راه ایشان که امیدوارم پر رهرو باشد. سن و سال استاد هم هیچ توجیهی برای ضعف کارشان نمی تواند باشد. اگر خودشان گذر سن و سال را به این شدت احساس می کنند که مانع ارتقای کیفیت کار می شود ، چه بهتر که در همان قله ای که هستند، بایستند و به جای پایین آمدن از آن ، به تربیت نسل جدید آوازخوانان جوان بپردازند ، که بحمدلله این کار هم ظاهرا دارد انجام می شود.
سید احمد | جمعه، ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶، ۱۵:۲۶
من از وقتی که درباره شجریان می نوشتی عاشق وبلاگت شدم.......ولی این روزها همش از استاد بد میگی....فکر کنم یک کم داری زیاد بد می گی.....استاد همچنان استاده...کاش یه کم به سن استاد هم توجه کنی.......این بی حوصلگی ها بی ربط با سنشون هم نیست....بهر حال بدون استاد ما چی کار کنیم؟؟ همین یه دونه رو داریم...راستی وبلاگتون یه روز دز میون اینجا فیلتره....نمی دونم چرا...من مازندران هستم
ماکان | پنجشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۶، ۰۵:۱۶