April 26, 2007

« سوء تفاهم‌های تاريخی ايرانی‌ها | صفحه‌ی اصلی | بأی ذنب؟ »

يهودی‌زاده بهتر است يا مسلمان‌زاده؟!

امروز خبری خواندم که دبير کل بنياد جهانی هالوکاست گفته است پدر بزرگ دکتر سروش يهودی بوده است و او به شدت از يهوديت دفاع می‌کند و يک کلمه موضع‌گيری عليه اسراييل ندارد و چه و چه. به جای اسم دکتر سروش خيلی اسم‌ها را می‌شود گذاشت (و گذاشته‌اند). مهم سروش نيست. در کشور ما اين وصله‌ها را به خيلی‌ها چسبانده‌اند و می‌چسبانند. بايد ديد چرا با آدم‌ها و انديشمندان چنين می‌کنند. اما اين بيماری روانی از کجا می‌آيد؟ صرف نظر از صحت و سقم اين ادعا (که البته از فرط سستی مضحک است) چند نکته را می‌توان گفت.

۱. چه فضيلتی در اين است که نسل اندر نسل، تمامی اجداد يک نفر مسلمان بوده باشند؟ گرفتيم که تمام اجداد یک نفر غير مسلمان باشند و پدرش، پدر بزرگ‌اش يا خودش مسلمان شده باشند (اين آقای عسگراولادی مؤتلفه بود که واقعاً چنين سابقه‌ای دارد؟). اين نه تنها، از ديدِ يک مسلمانِ مؤمن، قدحی بر او نيست، بلکه برای او فضيلتی هم هست. کسی که تمام اجدادش مسلمان بوده‌اند، هيچ هنری در مسلمانی نکرده است. دين‌اش را به ارث برده است. به قول ناصر خسرو:
دين تو به تقليد پذيرفته‌ای
دين به تقليد بود سرسری

۲. اگر فرض ايشان اين است که کسی که از دينی ديگر به اسلام گراييده باشد، لابد ريگی در کفش دارد و برای جاسوسی يا تخريب مسلمان شده است، باز هم ماجرا مضحک است. مگر سلمان فارسی قبلاً زردشتی نبود؟ لابد او هم هدف‌اش تخريب بوده است! گذشته از اين، مگر گروهی از ميان خودِ مسلمان‌ها به قدر کافی در اسلام تخريب نمی‌کنند و آبروی اسلام را به باد نمی‌دهند که لازم باشد يکی بيايد مسلمان بشود، اين همه هزينه بکند و تظاهر به ايمان کند فقط برای اين‌که اسلام را خراب کند؟ عقل هم چيز خوبی است!

۳. چه لزومی دارد که همه‌ی آدم‌های دنيا، همه‌ی متفکران حتماً موضعی در برابر اسراييل گرفته باشند؟ به فرض هم که کسی با اسراييل مخالف باشد، هيچ لزومی ندارد بلندگو دست بگيرد و وقت و بی‌وقت درباره‌ی آن حرف بزند. علی‌الخصوص وقتی که ارتباط چندانی هم به حوزه‌ی کارش نداشته باشد. ورشکستگی فکری دبير کل اين بنياد جهانی کذايی را ببينيد و خود قياس کنيد که چه اندازه رفتار و انديشه‌ی گردانندگانِ آن بر پايه‌ی توهم و خيال‌بافی استوار است. اين البته به هيچ رو چيز تازه‌ای نيست. نکته‌ی مهم ماجرا رفتار غير اخلاقی و ضد-دينی آن‌هاست (که مثلاً کسی که قبلاً مسلمان نبوده باشد در او هيچ فضيلتی نيست!). خدا همه‌ی مريضان اسلام و همه‌ی اديان و مذاهب ديگر را شفای عاجل عنايت کناد!

مطالب مرتبط

آب و هوای دانشگاه

سلطه

راحت باشيد!

سکوتِ صومعه‌ها....

داستانِ روز

يا رب مباد آن‌که گدا معتبر شود!

کجا دانند حالِ ما...

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/3731

نظرها (2)

عسکراولادی تازه مسلمان که رئیس موتلفه و سردسته بازاریان محافظه کار است هم جداش یهودی بوده. چند بار هم کاندیدای ریاست جمهوری شد و کلی نفوذ دارد در نظام و جای مهر توی مخ اش نقش بسته. نکند جاسوس اسرائیل باشد؟؟

یک نکته‌ی جالب این است که آنگونه که مشاهداتم اجازه می‌دهد گرایشان بنیاگرایانه (شاید هم اصوا‌گرایانه) در بین نو آیینان مسلمان (و شاید هم در دیگر ادیان) بیشتر است.
جالب اینجاست که در اسلام همه جا توصیه به پذیرش نوآیینان نه طرد آنها. اصولا نوآیین بودن برای یک تغییر کیش داده در اسلام یک افتخار محسوب می‌شود و نه آنگونه که جناب م.ع رامین می‌اندیشند نوعی تحقیر یا توهین. به اضافه‌ی همه‌ی اینها باید گفت که گویا برای آقای رامین پرخاش‌گری به یهودیان ضرورت دین‌داری‌ست، شاید برای گرایش‌های خاصی از مسیحیت یهودستیزی نوعی ضرورت عام باشد، اما آیا در اسلام هم اینگونه است؟

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats