وقتی حرف زدن لاريجانی را در اين کنفرانس مونيخ میشنويد، سخنان يک سياستمدار مسلط و با سواد را میشنويد. من به مواضع يک دولت کاری ندارم. آدم میتواند سخنان سياستمدار هر کشوری را بشنود و تشخيص بدهد طرف چه اندازه «سواد» دارد و چقدر بارش هست. همه میدانيم لاريجانی صدا و سيما چه مديری بود. لاريجانی هر چه که بود لااقل آدم بیسوادی نبود. کسانی که لاريجانیِ علمی را میشناسند میدانند کسی است که در فلسفه و منطق يد طولايی دارد. این جنس سخنرانی لاريجانی را من هرگز نشنيده بودم. هرگز. سخنانی سنجيده و متين بدون هوچیگری و شاخ و شانه کشيدنهای بيهوده. واقعاً دست مريزاد. شما فقط همين جنبهی رتوريک و کلامی سخنان لاريجانی را داشته باشيد. من هميشه از بعضی از سياستمداران انگليسی به خاطر سنجيده سخن گفتنشان و سياستمدارانه حرف زدنشان ستايش کردهام (کاری ندارم که اغراض و نياتِ آنها خوب است يا بد)، اما در اين يکی دو سال اخير، حرفهايی از جنس حرفهای لاريجانی بيشتر به معجزه شبيه است! باور نمیکنيد؟ اين فيلم را ببينيد و با اين سخنان لاريجانی مقايسه کنيد تا بفهميد چه میگويم!

نظرها (21)
سلام
هفتهی پيش در گزارشهای تحليلی اخبار راديو پيام (ساعت 19- روزش را يادم نمانده) اين مطلب شما را نقل کردند به اين صورت که:
داريوش محمدی از روشنفکران و اساتيد ايرانی مقيم انگليس در وبلاگ شخصی خود بنام ملکوت با تجليل از سخنرانی لاريجانی ....
***
ممنونام. اما حسابی خنديدم از آن هم هندوانهای که زير بغل من گذاشتهاند!!! ديگر چه عرض کنم!
حميد | شنبه، ۵ اسفند ۱۳۸۵، ۱۳:۰۵
در مورد سواذ علی لاريجانی 1چشمي در شهر کورها ست.سخنرانی کردن به انگليسی ساده ترين وظيفه 1 سياستمدار است در دنيای امروز .احمدی نزاد هم تکليفش مشخص است
behdad | جمعه، ۲۷ بهمن ۱۳۸۵، ۲۳:۳۴
البته لاريها 3 تا هستن علي جواد و صادق و هر سه دستي در فلسفه و منطق و انصافا در كارشان خبره نقد صادق بر آراي سروش بينظير است .جواد تئورسين قوي راستها خالق واژه هاي مقبوليت مردمي ومشروعيت الهي ولي فقيه.وعلي هم مامورتش را در پستهاي مختلف عالي اجرا كرده.
آب وهواي لندن به آنها ميسازد.
بعضي ها آنها راباخانواده اردشيرجي در رژيم گذشته مقايسه كرده اند .الله اعلم
رحيم | چهارشنبه، ۲۵ بهمن ۱۳۸۵، ۱۶:۴۷
خيلي برايم جالب بود که اين فيلم را از احمدي نژاد انتخاب کرده بوديد، به جاي فيلم مصاحبه همين شخص با مايک والاس ويا همين مصاحبه اخير که با دايان ساوير داشت که با کمال منطق و با زيرکي به ادعاهاي اين دو سياستمدار/جورناليست پاسخ داد. ويا همان مصاحبه اي که با شبکه سه سيما داشت که آنقدر به اقتصاد پرداخت که مصاحبه کننده را به حالت خلسه فرو برد. احمدي نژاد در بسياري اوقات و براي اينکه اجنداي خودش را جلو ببرد حرف هايي زده که کاملاً مسخره است ولي آيا اين دليل مي شود که شخص را احمق بدانيم؟
**
اين که خيلی بدتر است که برای ملت حرف بزنی و همه را منگل و مشنگ فرض کنی! کشف انرژی هستهای آن هم در خانه توسط يک بچه دبيرستانی! لابد طرف معدن اورانيوم توی خانهاش کشف کرده!!!
محمد | چهارشنبه، ۲۵ بهمن ۱۳۸۵، ۱۵:۵۵
سلام دوست عزیز, با عرض معذرت باید بگویم نظر شما در مورد مقایسه احمدی نژاد و لاریجانی درست نیست چرا که شنوندگان ان دو دراین دو سخنرانی دو گروه متفاوت هستند و از طرفی احمدی نژاد هم سخنان متین وحساب شده کم نداشته, از جمله مصاحبه با اشپیگل, مصاحبه با 60minutes
و ارسال نامه به سران کشورهای خارجی.
موفق باشید
رضا
Canada
رضا | چهارشنبه، ۲۵ بهمن ۱۳۸۵، ۱۵:۱۱
سلام دوست عزیز
تحلیل خوب و منصفانه ای ارائه کرده اید . علی رغم اینکه به روش ها و سیاست های غیر معقول و احساسی دولت منتقدم و این گونه کشورداری را دارای تبعات منفی می دانم .
اما در این میان وجود افرادی چون لاریجانی وجوه مثبتی دارد که به نفع کشورمان است و در گفتگوهای سیاسی می تواند عقلانیت بیشتری را عینیت بخشد موفق باشید .
علی عارفی | چهارشنبه، ۲۵ بهمن ۱۳۸۵، ۱۳:۰۰
mishe begid ke larijani dar kodam mabhase jadide falsafeie jahani iade tulaee darad?
az shoma taajob mikonam ke ba safsatehaie larijani anchenan adernaline khunetun bala rafte ke qalam be madhe arazele bisavadi chun larijani migardanid
cheqadr khube ke dar keshvare ma in farhang bevojud biad ke qablaz harf zadan hadaqal chand saniehee tafakor kard
khoshhal misham agar soalamo javab bedin
***
دوست عزيز،
شما هم مثل بقيه ايرادهای ملانقطی میگيريد! برادر من! متن را دقيق و کامل بخوانيد. مقايسهها را ببينيد. شما فرق سياست و ديپلماسی و ناسزا گفتن را نمیدانيد گويا. چقدر بهتر است در کشور ما اين فرهنگ به وجود بيايد که قبل از چيز نوشتن و نظر دادن، يک متن را به دقت و از بالا تا پايین بخوانند! دوست عزيز! شما آدرنالين خونتان يکهو زده است بالا. مگر سلامتِ يک آدم در اين است که مرتب به مردم ناسزا بگويد و اذعان با خوب بودن یک رفتار را «مدح» نام بگذاريم؟! واقعاً فرقِ شما با حزباللهیهای دو آتشهی آن طرف چیست؟
لاريجانی نرفته بود در مونيخ مسألهی فلسفی حل کند. اما آدم فلسفه خوانده لااقل حرف زدناش میتواند درست و حسابی باشد. شما وقتی آدم بیسواد را در مصدر کاری بگذاريد، ممکن است يکی دو بار حرف درست و حسابی بزند، اما قاعده اين است که نهايتاً دسته گل به آب میدهد. پاسخِ سؤال شما اين است: فرض کنيم لاريجانی به مونيخ نرفته بود، به جای او چه کسی را میفرستادند؟ آن وقت حرفهايی که آن آدم میزد خیلی به مذاق شما خوش میآمد؟ به جای اينکه رگ گردنتان بزند بيرون و ارث پدرانتان را از لاريجانی طلب کنيد (که احتمالاً حق هم داريد) بهتر است به سياست خارجی، به ديپلماسی و جايی که لاريجانی در آن قرار گرفته بود فکر کنيد.
د. م.
bijan | چهارشنبه، ۲۵ بهمن ۱۳۸۵، ۱۲:۱۸
داریوش جان!هراس به دل راه نده و کماکان نوربیفشان و به ...توجه نکن!ارادت افراظی و انصارحزب اللهی وار به نظام روی دیگر سکه ی دشمنی اتشین و گنجی وار با این نظام است.اعتدال قلم و نویسنده چون شما کمیاب است.بدرود
علیرضا | چهارشنبه، ۲۵ بهمن ۱۳۸۵، ۱۰:۵۹
http://entekhab.ir/display/?ID=36929&page=
***
عجب! همين يکی را کم داشتيم! متن را هم که تحريف کردهاند و جملهی آخر را حذف کردهاند. تمام پيام مطلب در همان جملهی آخر بود!!!!
mahdi | چهارشنبه، ۲۵ بهمن ۱۳۸۵، ۰۹:۰۶
مزدور مزدوره...
حالا مي خواد سواد داشته باشه يا نداشته باشد.
سوادش هم فقط در حد خواندن نوشتنه. اين حرف هاي خوشگل را با ديپلم هم مي شه زد مهم عمل كردنه
آزاد مرد | چهارشنبه، ۲۵ بهمن ۱۳۸۵، ۰۶:۳۵
این تعهد به دموکراسی کارگزاران مملکتی نظیر آقایان دکتر لاریجانی و احمدی نژاد هم شباهت غریبی به جدال عقل و عشق پیدا کرده. تا تو ایران هستند شش جهت حد است و بیرون راه نیست ولی برای خارجیها راه هست و رفته ام من بارها رو میخونن.
فروهر | چهارشنبه، ۲۵ بهمن ۱۳۸۵، ۰۵:۴۷
چند روزیه که حرف از لاریجانیه.انصافا قوی و مسلطه اینو از دهن دوروبریها میشنوم و البته ظاهرا همینطوره.هر چی باشه داماد مطهریه
داریوش | چهارشنبه، ۲۵ بهمن ۱۳۸۵، ۰۵:۲۳
سلام
مطلب خیلی خوب و قشنگی در این خصوص نوشته بودید ممنونم
یه خواهش می تونم بکنم ؟
من فوق العاده از قالب وب شما لذت بردم
فوق العاده بوده خیلی زیبا و قشنگ در عین سادگی و چه دیزاین خوبی داشت
می تونم خواهش کنم حقیر را راهنمائی کنید چگونه می توانم آنرا بدست آورم .
سپاسگذارم - امیر حسین
***
قالب سفارشی طراحی شده است. نام طراح پایین صفحه هست.
amir | چهارشنبه، ۲۵ بهمن ۱۳۸۵، ۰۳:۴۹
Salam
in this aspect, يادتان نرود من دارم از نحوهی سخن گفتن و بيان يک سياستمدار جمهوری اسلامی حرف میزنم
you are right, $ I am agree with you totally, particularly when it come to comparison , him and other.
thank u again for replies.
ehsan | چهارشنبه، ۲۵ بهمن ۱۳۸۵، ۰۲:۳۳
آقای محمدپور عزيز
در اين كه لاريجانی آدم نسبتاً باسوادی است، از پس جملهبندی بر میآيد و نمیگويد: «قطعاتی را به هم نصب كرده» (ر.ک: همان ويديوی آقای احمدینژاد) شک ندارم. اما چه سود كه همين آدم نسبتاً باسواد و توانا، چندان هم دانا نيست و «كمثل حمار يحملوا اسفارا» با گفتن آن جمله تاريخی «در داديم و آبنبات چوبی گرفتيم» به عدهای اين را باوراند كه سياست خارجی كشور از بيخ و بن غلط بوده و چه و چه.
نتايج سياست حكيمانه و عزتمندانه همين آقای لاريجانی و رييس بزرگوارشان (جناب احمدینژاد) هم در همه زمينهها خود را نشان داده است. از سياست تا هنر و از اقتصاد تا امنيت و حتی آموزش عالی.
میدانم كه شما قصد شستن گناه اين آقای دكتر فرزند و داماد روحانيت را نداشتهايد. اما ساختار سياست و ديپلماسی بينالمللی متأثر از تبليغات و پروپاگاندا است. همان ساختاری كه مثلاً خبر تمايل كره شمالی به صلح با كره جنوبی را بسيار كماهميتتر از خبر يک آزمايش محدود موشكی در ايران میشمارد.
منظور اين كه ساختن ديوار بیاعتمادی با يک كلام نسنجيده ممكن است و خراب كردنش گاو نر میخواهد و مرد كهن
در اين مورد خاص، لاريجانی به نمايندگی از حكومت ايران، بسيار خوب و سنجيده و قابل قبول صحبت میكند؛ اما چند سخنرانی آتشين احمدینژاد (كه فكر كنم اين روزها از انجامشان پشيمان شده است) چنان جو منفی و نگاه توأم با سوءظنی در دنيا پديد آورده كه با هزاران بار انكار آن حرفها و نظرها هم از بين نمیرود.
برای مقايسه، دو واژه «khatami» و «ahmadinejad» را در گوگل جستجو كن و سپس به مقايسه «تعداد» نتايج بپرداز.
رييسجمهور صلحطلب و اهل لبخند ايران، برای هيچ كس جذاب نيست. حداقل به اندازه جانشين ستيزهجو و خشمگينش
بهرنگ | سه شنبه، ۲۴ بهمن ۱۳۸۵، ۲۳:۵۳
حرف من به این خاطر بود که همين آقا که امروز حرفهای خيلی منطقی ميزند باعث سانسور، فقر فرهنگی، دروغ گويی در صدا و سيما، حذف مخالف و هزار بيداد گری ديگر بوده. سئوال من این هست که چرا شما هيچگاه کوچکترين انتقادی از عملکرد آقايان به دست نمی دهيد؟ چرا عقل برای انتقاد تعطيل ميشود؟
***
اگر حوصله داشتيد و بايگانی همين وبلاگ را میخوانديد میفهميديد که چقدر در همين وبلاگ نه کوچکترين انتقاد بلکه جدیترين انتقادها هم شده است. خوب است که من مشخصاً به سابقهی لاريجانی در صدا و سيما اشاره کردهام و گفتهام که عملکرد او در صدا و سيما چه بوده است! اگر همين جمله را ننوشته بودم، احتمالاً مرا درسته خورده بوديد! ظاهراً شما نه وقتاش را داريد و نه حوصلهاش را که اهل جستوجو باشيد. برای شما دو خط کافی است که با همان برای مردم حکم صادر کنيد. خوب است شما قاضی نشديد و گرنه خونِ عالمی به گردنِ شما بود!
بهروز | سه شنبه، ۲۴ بهمن ۱۳۸۵، ۱۵:۲۰
برای من کمی عجيب هست که ناگهان خارج نشينان عزيز مثل شما و آقای درخشان طرفداران سينه چاک سياست مداران و سياست های سنجيده جمهوری اسلامی شديد. شما که اینقدر تائيدگر آنها هستيد چرا به ایران بر نمی گرديد تا به حکومت مورد تائيدتان خدمت کنيد؟
***
دوست عزيز،
شما چقدر تند میرويد! چرا همه چيز را با هم قاطی میکنيد؟ اولاً که داوری کردن دربارهی خوب حرف زدن يا بد حرف زدن يک آدم ربطی به خارج نشين بودن يا داخل نشين بودن ندارد. برای فهميدن سلامت يا نقصان سخنانِ يک آدم «عقل» لازم است و اندکی انصاف، نه جهتگيری سياسی خاص!
تحليل آقای درخشان البته به خودش مربوط است و معيارش هم مالِ خودش است. اما گرفتيم حسين درخشان حرفِ درستی زد. چون من و شما از او خوشمان نمیآيد، بايد گفت حرفاش مزخرف است؟ از اينها که من نوشتم اصلاً نتيجه نمیشود که من از «طرفداران سينه چاک سياستمداران و سياستهای سنجيده جمهوری اسلامی». مثل اينکه نوشتهی مرا درست نخواندهايد. يک بار ديگر بخوانيد بعد دربارهی همين جملهی خودتان داوری کنيد.
در ايران زندگی کردن يا در خارج از ايران، عقل را تعطيل نمیکند برادر من. به عبارتِ ديگر، انتخاب محلِ سکونت برای يک آدم الزامات ايدئولوژيک سياسی مثبت يا منفی نمیآورد. درست است که بیتأثير نيست، ولی آشاش آن قدرها که شما پختهايد شور نيست! با اين استدلال بايد تمام يهوديان آمريکايی که از اسراييل دفاع میکنند، برگردند بروند اسراييل زندگی کنند! خوب، من نه يهودی هستم و نه دشمنِ شمارهی يک ايران. هر وقت لازم باشد که در ايران زندگی کنم و احساس راحتی کردم، حتماً میروم ايران زندگی میکنم. در ايران زيستن يا در خارج از ايران بودن، هيچ فضيلت عقلی برای آدم نمیآورد. فقط يک انتخاب است و بس. چنانکه کسی هم که در ايران زندگی میکند، وزن عقلانيتاش از عقلانيتِ من و شما که خارج از ايران هستيم کمتر نيست.
شما چرا دوست داريد هر موضعی را که اندکی بوی انصاف از آن بيايد، به «تأييدگری» نسبت بدهيد؟ به خدا هيچ فضيلتی در اين دشمنیها کور و تعصبات کودکانه نيست. دنيا مدارش اين نيست که شما میبينيد. نه اين طرفیها فرشتگان ربانی هستند و آن طرفیها اهريمنانی نابخشودنی. کمی با دنيای انسانی بيشتر بر سرِ مهر باشد. اين دنيا را انسانها میسازند، نه سياستمداران. سياستمداران، بازيگران صحنهی قدرت هستند.
بهروز | سه شنبه، ۲۴ بهمن ۱۳۸۵، ۱۴:۵۸
Dear Friends,
However, it is nice to hear a reasonable speech,specially if the man is a Iranian representative.what we need today is wisdom that is a very rear in our government.
reza | سه شنبه، ۲۴ بهمن ۱۳۸۵، ۱۴:۳۸
Ba tashakkor az pasokhetan,
Still يد طولايی we refer to some one who maintained some great publications in th subject!!
I dont think receiving a Ph.D even from Harward
or.. essentially
immplies
سواد فلسفی !
regards
***
دوست عزيز،
قرار نيست بر سر سواد فلسفی لاريجانی جدل کنيم. يادتان نرود من دارم از نحوهی سخن گفتن و بيان يک سياستمدار جمهوری اسلامی حرف میزنم. شما آن فيلم را ديديد يا نه؟ اين دو را مقايسه کنيد، تا معنی سواد در اينجا روشن شود. خيلی خلاصه حرف من اين بود که لاريجانی در ميان اين سياستمداران فعلی خيلی آدم باسوادی است. اين نه حرف گزافی است و نه خللی دارد. هدفِ من هم تخريب هر چهرهی سياسی ايرانی نيست. حرفِ من ديدن واقعيتها و اذعان به آنهاست. لاريجانی يک نمونهی روشن آن است.
ehsan | سه شنبه، ۲۴ بهمن ۱۳۸۵، ۱۴:۱۱
yes, he seems relatively better than others our silly leadres,
but you didnt answer, how you concluded him as کسی است که در فلسفه و منطق يد طولايی دارد. ???
though دربارهی کارهای علمیاش من خودم مستقيم چيزی نديدهام !!!
yes he seems have some brain
***
لاريجانی دکترای فلسفه از دانشگاه تهران دارد. و دکترایاش هم از جنس دکتریهای تقلبی اين روزها نيست. همين کفايت میکند در نشان دادن سواد فلسفی لاريجانی. گذشته از اين، نفس داشتن سواد فلسفه همه چيز به آدم نمیدهد. من در همان تأکيد بر دانش فلسفی او(در همان زمينهای که کار کرده است) توقف کردهام و بس.
ehsan | سه شنبه، ۲۴ بهمن ۱۳۸۵، ۱۳:۱۷
داريوش جان مطمئنی دو برادر لاريجانی را خلط نکرده ای؟ منطق دانشان جواد است که يک نيمچه قضيه هم در منطق دارد ولی علی عمدتا فلسفه خوانده و من تا به حال کار علمی از او نديده ام. البته آدم باهوشی است ولی بعيد می دانم يد تولا در منطق داشته باشد.
***
حامد جان،
نه خلطی صورت نگرفته. جوادشان بيشتر رويکردش در رياضی و علوم پايه است و اين يکی فلسفه. دربارهی کارهای علمیاش من خودم مستقيم چيزی نديدهام ولی بسيار آدم باهوش و باسوادی است علی. مدتها پيش دوستی داشتم که دانشجوی فوق ليسانس فلسفه دانشگاه تهران بود و از فضايل و کمالات علمی علی بسيار میگفت. اما منطقدانیاش منافاتی ندارد با فلسفه خواندناش. رياضیدان هم میتواند منطقدانِ خوبی باشد، فيلسوف هم. تفاوت در مبنا و پايهی تحصيل است فقط.
حامد | سه شنبه، ۲۴ بهمن ۱۳۸۵، ۱۲:۵۲