دو سه ساعتی است که نهجالبلاغه میخوانم. ظلمتی از درون میگزيدم. گفتم شايد آرامام کند. از خطبهها شروع کردم و به نامهها رسيدهام. نامهی علی به محمد حنفيه بعد از عزلاش و پس از وفاتِ مالک در راه مصر. میگويد: «مردی که حکومت مصر را بدو دادم مصلحتجوی ما بود، و بر دشمنان سختدل و ستيزهرو، خدايش بيامرزاد! روزگارش را به سر آورد، و با مرگ خود ديدار کرد، و ما از او خشنوديم. خدا خشنودی خود را نصيب او کناد، و پاداشاش را دو چندان گرداناد». سخت دلام لرزيد با خواندن اينها. میدانيد چه ذوقی دارد که علی - علی آن زمان و اين زمان - از تو خشنود باشد؟ بگويد ما از او خشنوديم؟ تا کارت نيفتاده باشد، ندانی. بايد ذوق و حلاوتِ خشنودی او و نشانههای شادمانی او را ديده باشی و بدانی چه چيزی او را میآزارد و چه در خشماش میدارد. اينها را بايد به تجربه آزمود. تا نفسات را نشناسی و حيلههایاش را ندانی - و اگر مردِ مرد بودی - و بر او سخت نگيری، خشنودی علی را فهميدنِ کار آسانی نيست و فرمان بردنِ از او چنانکه مالک فرمان میبرد - و حتی گاه بر او میآشوبيد - کارِ هر سست طبعی نيست. آن خشنودی و اين خشنودی روزی اربابِ همت باد.

نظرها (6)
سلام داريوش ميم عزيز
چند مطلب را لازم ديدم عرض كنم:
۱- من شناخت زيادي از شما ندارم اما وبلاگتان را به لحاظ ساختار(فرم و محتوا) بسيار ميپندم. زيبا و يگانه است.
۲- از طريق وبلاگ شما با دكتر مهاجراني و مكتوبش ارتباط برقرار كردم كه از اين بابت از شما ممنونم.
۳- انتخابهاي موسيقيهايتان بسيار عالي است و نشان از ذوق اصيل ايراني شما دارد. از اين بابت هم ممنون. ساعتهاي خستگي را با شنيدن موسيقيهاي شما كه چون راحت الحلقوم برايمان آماده كردهايد بسر ميبريم.
۴- و سرآخر كه: بنويسيد و هميشه بنويسيد و موفق باشيد و در صورت داشتن فرصت سري هم به ما بزنيد.
با تشكر و احترام
***
ممنونام. لطف داريد.
د. م.
هنگامه حيدري | سه شنبه، ۱۷ بهمن ۱۳۸۵، ۱۴:۰۲
۱- حضرت آقا به روز نمی فرمایند؟؟؟
۲- امروز داشتم وسط یکی از کلاس های خالی دانشگاه همان ۳ بیت میرسیدعلی همدانی را برای خودم به آواز می خواندم، که ناگهان استاد حیرت سجادی (استاد دروس عرفان و تصوف دانشگاه) آمد داخل. گفت: می دانی برای کیست؟ گفتم: سید. گفت: نه؛ منسوب به نجم الدین کبری است و الخ.
حالا فرقی هم نمی کند! گفتم خدمتت بگویم تا اگر لازم دیدی تحقیقی بکنی برادر.
***
۱. وقتی پيدا شود و حسی و سوژهای، چرا که نه؟ حتماً مینويسم. کارهایام زياد است و مشغلهی ذهنیام بيشتر. شايد دربارهی همين گرفتاری در عين فراغت (!) چيزی نوشتم!
۲. من خودم مستقيماً اشعار ميرسيد علی همدانی را نديدهام. آواز دولتمند را شنيدهام که سر قبر مير سيد علی همدانی میخواند اين را. پس نفياً يا اثباتاً حرفی ندارم. شايد باشد شايد نباشد. همهی خوانندهها لزوماً استناد ادبیشان درست نيست. اگر دسترسی پيدا کردم به اشعار ميرسيد علی، تحقيق میکنم. شايد بهترين آدم (احتمالاً) مهدی جامی باشد.
سوشیانت | سه شنبه، ۱۷ بهمن ۱۳۸۵، ۱۲:۰۵
كتاب را پیدا کردم تهران انتشارات آستان قدس از شما ممنونم. یا حق
حسین دهقان | سه شنبه، ۱۷ بهمن ۱۳۸۵، ۰۴:۴۶
سلام من از سورس شما برای سرودهای انقلابی استفاده کردم و تو یاهو 360 لینک بهشون دادم، امیدوارم حلال کنید. در ضمن مدتی هست که مطالبتونو می خونم، زیبا هستند.
زهرا | یکشنبه، ۱۵ بهمن ۱۳۸۵، ۰۸:۳۲
از شما ممنون خواهم شد اگر مستند آقای مادلونگ و یا آدرس کتاب (اگر ترجمه شده) را برایم ارسال فرمائید زیرا مالک از شخصیتهای محبوب من در تاریخ است. ممنون . یاحق
***
دوست عزيز،
اگر خارج از ايران هستيد، متن انگليسی کتاب را از آمازون میتوانيد تهيه کنيد. گر در ايران هم هستيد ترجمهی فارسی را انتشارات آستان قدس منتشر کرده است.
د. م.
اين هم لينک کتاب در آمازون.
اين لينک
هم توضيحی دربارهی کتاب در ويکیپيديا.
حسین دهقان | یکشنبه، ۱۵ بهمن ۱۳۸۵، ۰۷:۴۶
باسلام
آدرس جمله معترضه -گاهی بر او می آشوبید - را میخواهم. یعنی اگر مستندی بر آشوبیدن مالک بر امام دارید برایم بیان فرمائید. یا حق
***
بر آشوبيدن مقصودم عصيان و دشمنی نبود، بلکه مخالفت در تصميمگيری بود. مستندش کتاب «جانشینی محمد» نوشته ويلفرد مادلونگ است.
د. م.
حسین دهقان | شنبه، ۱۴ بهمن ۱۳۸۵، ۰۴:۳۳