يك ساعتی میشود رسيدهام سوئد. گوتنبرگ يا به قولی يوتهبری. برایام توی هتلی كنار فرودگاه اتاق گرفتهاند. طبق معمول مسافرتهای شتابناك اين روزها، يكی دو روزی بيشتر نمیمانم. ديدم توی لابی هتل كامپيوتر گذاشتهاند، ويرم گرفت رد پايی بگذارم. تا غروب كه وقت سخنرانیام برسد، هنوز سه ۴ ساعت وقت دارم (حدس بزنيد كیبرد اينها كدام حرفها را ندارد!). میخواهم بروم بيرون كمی اطراف را بگردم. قرار بود فردا شب بروم استكهلم كه با برنامهی زمانی من ناسازگار بود و منتفی شد. مشقتی است تايپ كردن سر پا از توی لابی هتل! مثل آشپزی كردن و ظرف شستن بانو میماند!
اگر وقت شد و توانستم دوربين را به يو اس بی اين كامپيوتر وصل كنم، عكسهای اين دور و بر را میگذارم برای منفعت عام و خاص!

نظرها (2)
«چ» نداره.
***
مشكل را با كپی پيست حل كردم!
امين | جمعه، ۲۹ دی ۱۳۸۵، ۱۵:۲۷
خوشحالم که درک میکنی اين ظرفشويی فسقلی چه دردسری دارد!البته به شما سختتر میگذرد، من که ظرفی نمیشويم!
تا فردا که بيايی «شهر در دست بچهها»ست. شايد با همکاری شاهدخت بالاخره دم مخمل را کنديم، کسی چه میداند!
دوست نوری برای مخمل و شکلات برای من يادت نرود!
ساغر | جمعه، ۲۹ دی ۱۳۸۵، ۱۳:۲۳