الآن تلويزيون دارد مصاحبهی برنامهی هاردتاک را با آيتالله هادوی تهرانی نشان میدهد که علیالظاهر از مريدان آقای مصباح است. نکتهی جالب اينجاست: يکی از شاگردان مصباح دارد به زبان انگليسی در لندن با غربیها جدل میکند. لحن بياناش – لحن تمسخرآميزی که طرفاش را به هيچ میگيرد – شديداً يادآور ملاهايی است که خود را محور تمام عالم میدانند، با آن پوزخند تحقيرآميز. مصاحبهکننده دارد دربارهی تمام مسايل ايران او را سئوال پيچ میکند و البته او هم طبق معمول جوابهايی آخوندی میدهد! مجری برنامه به او میگويد که مرشدِ شما آقای مصباح يزدی به دموکراسی اعتقادی ندارد و قس عليهذا. طرف میگويد آقای مصباح نظر خودش را میگويد، ما نظر مقام معظم رهبری را! ملاحظه فرموديد؟ رویام نمیشود چيز ديگری بنويسم. هم خندهام گرفته است و هم دردم. عجيب است، عجيب عجيب است! نکتهاش ساده است: وبسايت آقا را ملاحظه کنيد. ايشان اخيراً به انگلستان سفر کردهاند. کانديدای شورای خبرگان رهبری هستند. برای عراقیهای شيعهی مقيم انگلستان سخنرانی میکنند و الخ. در وبسايتاش هم اسمی از مصباح نيست، اما وقتی مجری مصباح را مرشدِ او مینامد، نفی ارشاد مصباح نمیکند، بلکه پناه به جای ديگری میبرد! بگذريم. «گر خود رقيب شمع است . . . »!

نظرها (15)
بسم الله الرحمان الرحیم. سلام بر رئیس کل کنترلرگذارها! رئیس کل روادارها!به قول سیدیاسر، چی چی دوست بالذات و چی چی دوست بالعرض.
در http://www.readersdigest.ca/wallpaper.html تعدادی وال پیپر قشنگ هست.
با سرچ «کدیور * مصباح» به این جا رسیدم. من با آثار علمی ی مصباح اُنس دارم. با استبدادستیزی ی کدیور هم اُنس دارم. همسخن با کدیور، انتخابات خبرگان را تحریم می کنم. البته من با دلایل مفصل خود و جداگانه این کار را می کنم. بعد از نظرها و دلایل خودم، خبردار شدم کدیور هم تحریم کرده.
طبق قانون اساسی، چه تغییریافته اش و چه تغییرنیافته اش، حرفی نیست که خبرگان باید فقط از فقها باشند. دلایل سست می آورند.
عاقبت سیاسی ی خوبی برای مصباح تصور نمی کنم.
من نه اسیر شما هستم، نه اسیر سروش، نه اسیر کدیور، نه اسیر رهبر فقید، نه اسیر رهبر کنونی.
ابتدا فیلتر کن (= کنترلر بگذار). سپس دلایل پیچ پیچی برای کنترلر گذاشتنت ارائه کن. سپس نرو در وبلاگ افراد جواب بده، بلکه در ذیل کامنت افراد، پاراف بفرما.
من صحبتهائی از هادوی را در ماهنامه ی سوره خواندم. سرم درد گرفت. مثل پکیجهای مصباح است در پاسخ به سؤالهای مربوط به ولایت فقیه. مصباح جوابهای بسته بندی شده دارد برای سؤالهای ولایت فقیه. مثل شما که جوابهای بسته بندی شده در توجیه کنترلر دارید.
ببخشید. عرایضم پراکنده گوئی از کار درآمد. به کرامت خود ببخش.
قربانت.
سیدعباس سیدمحمدی | چهارشنبه، ۱۵ آذر ۱۳۸۵، ۰۶:۰۱
باسلام اقاي هادوي اصلا شاگرد اقاي مصباح نيست من اصلا كاري به نظرات ايشان ندارم جهت اطلاع مي گويم من ازقم هستم
محمد | جمعه، ۱۹ آبان ۱۳۸۵، ۱۸:۲۱
دوست عزيز
شما آيا ميدانيد که آقای هادوی سالها شاگرد عرفانی یکی از بزرگترين عرفا (آيت الله بهاالدينی ) بوده. چرا نمی گوييد که آقای هادوی شاگردعلامه حسن زاده و آيت الله بهجت که که کسی در غظمت و بزرگی ايشان حتی برای سروش هم مسجل است، بوده است؟ خواهش می کنم من بعد کمی آگاهانه تر حرف بزنيد.
***
دوست عزيز،
آقای هادوی را من نه بر اساس سوادش، بلکه بر اساس نحوهی ظاهر شدناش در تلويزيون بیبیسی و نوع حرفهايی که میزند و لحن بياناش داوری کردهام. برای داوری کردن دربارهی اين کارش هيچ نيازی ندارم بدانم شاگرد چه کسی در چه زمينهای بوده است. من فقط به مستندات همان مصاحبه اکتفا میکنم.
د. م.
a_vatani | یکشنبه، ۱۴ آبان ۱۳۸۵، ۰۴:۴۰
دي شيخ با چراغ همي گشت گردشهر
كز ديو دد ملولم وانسانم آرزوست
گفت يافت مي نشود گشته ايم ما
گفت آن يافت مي نشود آنم آرزوست
مهدي | چهارشنبه، ۱۰ آبان ۱۳۸۵، ۰۸:۰۰
هر كس بايد با كسي كه ارزش صحبت كردن داشته باشه صحبت كنه نه با هر كسي
همدلي | چهارشنبه، ۱۰ آبان ۱۳۸۵، ۰۷:۵۵
ای آقا ! خود سیستم خبرگان معیوب است و اشتباه کار می کند. چه برسد به اجزایش.
صبح روز بعد | جمعه، ۵ آبان ۱۳۸۵، ۱۰:۴۲
این آقا وقتی در کانادا بود معروف به شاگرد و بورسیه مصباح بود.
سعید | پنجشنبه، ۴ آبان ۱۳۸۵، ۲۰:۴۱
با سلام
جناب محمدی به نظر می رسد اطلاعات شما در مورد اقای هادوی بسیار کم و شاید از دریچه همان شبکه تلویزیونی مذکور و سایت باشد.جناب محمدی! افراد صاحب نظری همچون دکتر کدیور نیز از شاگردان مصباح بوده اند اما بیانگر همگرایی با جریان مصباحیه نیست.از ادبیات نوشته اخیرتان یعنی همین پست معلوم می شود کمی عجله کرده اید.موفق باشید.
mohammad sajjad | پنجشنبه، ۴ آبان ۱۳۸۵، ۱۹:۴۶
دز ضمن اگر لطف کنی این بخش نغمه روزت (چهار اثر)به اضافه کار شاه زیدی و کاروان بنان و دود عود شجریان رابرایم آماده کنی .یعنی راهنمایی کنی برای نصب در وبلاگ ممنون می شوم.ارادتمند
***
باشد. فرصتی پيدا شد، حتماً.
alireza | پنجشنبه، ۴ آبان ۱۳۸۵، ۱۶:۰۰
خلاصه تحلیلهای شما اگر اینجا سیری می کردید دقیقتر بود.مصباح در میان شاگردان و کلا قمی ها بیشتر مخالف دارد حتی نسبت به لندنیها.خدا کند دقیقتر شوید.
***
انشاء الله دقيقتر میشويم.
alireza | پنجشنبه، ۴ آبان ۱۳۸۵، ۱۵:۵۶
داریوش خان!شما آنجا نشسته ای و از سر درد می نویسی اما اینجا نیستی.نمی دانی ده طیف در قم است.من با آقای هادوی وهم آقای مصباح رابطه وگفتگو داشته ام.آقای هادوی با محسن غرویان فرق دارد.متاسفانه این برای شما شاید مفهوم نباشد.اگر روزگاری هادوی یا حتی ملکیان از مصباح استفاده ای در فلسفه صدرایی برده باشند و تا آخر همر به پاس آن تلمذ احترام بگذارند دلیل نمی شود سما خطکشی سیاسی کنی.بله نظر رهبری کاملا با مصباح در باب جمهوریت تفاوت دارد.مصباح محترم است.اما بصیرت سیاسی ندارد.
alireza | پنجشنبه، ۴ آبان ۱۳۸۵، ۱۵:۵۳
جانا سخن از زبان ما گفتی. میشناسماش و به سایتاش هم سر زده ام از آن فرصت طلب هاست و رهبری هم خیلی دوستاش دارد. خدا امان دهد از این ها.
یاسر میردامادی | پنجشنبه، ۴ آبان ۱۳۸۵، ۱۲:۴۵
طفره رفتن و در رفتن از پاسخ گویی به سوال و نیز شانه خالی کردن از مسئولیت کار آخوند* جماعت هست.هر کسی می تونسته کاندید مجلس خبرگان بشه و این دلیلی بر عدم صلاحیت شورا نمی باشد.این جماعت کاری از دستشان نمی آید و یا احیانا اگر بیاید کاری انجام نمی دهندو محول میکنن به کسی که بیاد همه را یه جا برایشان درست کند.
*آخوند الزاما به معنی فرد روحانی نمی باشد.
نیما | پنجشنبه، ۴ آبان ۱۳۸۵، ۰۹:۴۲
این روزها دلم بد جوری برای اسلام می سوزد. نماینده اهل سنتش القاعده و وهابیت شده و نماینده شیعه هایش مصباح و همفکرانش. لطفی راکه این دوستداران(!) اسلام به دشمنان اسلام کردند برای خود آنها غیر قابل تصور بود. بنیادگرایی و رادیکالیسم تنها موجب بدنامی دین و دینداری است و اینها را اگر دشمن دین ندانیم قطعاً دوست آن هم نیستند
متتی | پنجشنبه، ۴ آبان ۱۳۸۵، ۰۷:۲۹
آره دیدی مردک را؟ انگار که استیفن سکر همان جماعت پای منبری اش بود. ولی خوب خدائی اش هم استیفن خوب حال طرف را می گرفت. نمی گذاشت مزخرف سر هم کند.
ققنوس | پنجشنبه، ۴ آبان ۱۳۸۵، ۰۳:۲۶