October 24, 2006

« موسيقی زيرزمينی: زير کدام زمين؟ | صفحه‌ی اصلی | تکمله‌ی زيرزمينی‌ها »

ساقيا آمدن عيد مبارک بادت

بله! آن مواعيد هم که کردی، مرواد از يادت! عيد فطر حضرات مبارک باد! می‌خواستم باز روده‌درازی کنم و بحث تئوريک پيش بکشم. ديدم زياد فايده‌ای ندارم. فعلاً آن تکانی که به موسيقی به اصطلاح «زيرزمينی» داده‌ام صدای خيلی‌ها را در آورده است. بخش نظرهای مطلب پيشين را ببينيد تا وقتی ديگر که بيشتر بنويسم. توقع داشتم يکی بحث جدی و درست و حسابی درباره‌ی موضوع بحث من بکند (بی‌انصافی نکنم، مانی نکته‌ی خيلی خوبی نوشته است). اما بحث من به قوت خود باقی است. پرسش اما اين است: تکليف رسانه چی‌ست؟ رسانه به چه کسی پاسخگو بايد باشد؟ دموکراسی رسانه‌ای يعنی چه؟ اصلاً رسانه ملاک و معيار دموکراسی‌اش کجاست؟ توفيق يک رسانه در چی‌ست؟ چرا مخاطبان يک رسانه بايد مبهم و بلکه موهوم باشند؟ چرا ما همه چیز را موهوم می‌بينیم؟ چرا توهم قدرت وبلاگستان حتی در حد تغيير حاکميت و به مسند نشاندن يک رييس جمهور خاص است و بعد از شکست هم متواضع نمی‌شود؟ چرا ما با متن واقعی جامعه‌ی انسانی بيگانه‌ايم؟ چرا؟ چرا؟ هزاران چرای بی‌پاسخ! اما فعلاً عيدتان مبارک باشد تا برگرديم!

پ. ن. فکر می‌کردم با کدهايی که در يادداشت قبلی‌ام دادم، مقصودم را خيلی واضح نوشته‌ام. می‌بينم که اغلب هر آن چيزی را که من نمی‌خواستم بگويم (و در واقع تصريح کرده بودم که مقصودم این‌ نيست) بر زبان من نهاده‌اند و به همان‌ها هم حمله کرده‌اند.     پس يک‌بار ديگر به اختصار می‌نويسم:
۱. بنياد ميراث ايران «موسيقی زيرزمينی» را بخشی از فرهنگ و ميراث ايران معرفی می‌کند. نام بنياد ميراث ايران و کارهايی که تا به حال کرده است شاهد و گواه خوبی بر کارنامه‌اش است. پس دوباره می‌پرسم: چرا اين بنياد اين کار را می‌کند؟ اصلاً قايل به تئوری توطئه و اين توهمات نيستم. آقای حکيم‌زاده لغزش بزرگی داشته و بايد پاسخگوی اين‌ها باشد که البته از ايشان خيلی کم پاسخگويی ديده‌ايم. اين‌ها را بايد در مقایسه با همه‌ی کارهای کرده و نکرده‌ی ايشان سنجيد.
۲. راديو زمانه می‌خواهد رسانه‌ای تأثيرگذار و فرهنگی باشد. بماند که تعريف‌اش از فرهنگ مبهم و مشوش و قابل بحث است (به شدت) و حتی حضور متفکر برجسته‌ای مثل نيکفر – که درباره‌ی فرهنگ می‌نويسد - هم جای خالی ضعف تئوریک آن را پر نمی‌کند، اما راديو زمانه رسانه‌ای است فقط برای بودن؟ بدون هيچ مسئوليتی؟ يعنی ما هر چه می‌کنيم و می‌گوييم و می‌نويسم، برای عواقب و پيامدهای آن چيزی انديشيده‌ايم؟ پاسخ اين‌ها را البته بايد اصحاب زمانه بدهند که پرسش‌های فراوانی برای پاسخ دادن داشته‌اند، دارند و قطعاً باز هم خواهند داشت.

من با حرف اسد موافقم که اين‌ها را فقط عاشقان هيپ‌هاپ نمی‌شنوند. ممکن است بچه‌ی هفت هشت ساله هم بشنود. دقيقاً حرف من اين است: مرز ما کجاست؟ چيزی به اسم آزادی محض و مطلق هيچ جا وجود ندارد. در اين به اصطلاح مهد آزادی، برای الکل و دخانيات بايد سن‌ات بالای هجده سال (يا شانزده سال) باشد. فيلم‌های سينمايی و تلویزيونی درجه‌بندی دارند و قس عليهذا. هيچ کس به اين‌ها نمی‌گويد سانسور، چون دولت مدنی (همان ولی فقيه جامعه‌ی مدرن) تشخيص می‌دهد (به پشتوانه‌ی رأی مردم) که اين مرزها را بايد بگذارد. چی شده است که ما از هول هليم توی ديگ افتاده‌ايم و کاسه‌ی داغ‌تر از آش شده‌ايم؟ القصه، تمام حرفِ من در همان دو نکته‌ی بالا خلاصه است. اگر کسی نوشته‌ی مرا به دقت و با کنار گذاشتن پيشداوری‌ها خوانده بود (بر خلاف مثلاً عبدی کلانتری) به همين نتايج از همان اول می‌رسيد. يعنی حتی اگر لينک‌های مربوطه را می‌ديدند و از بعضی ابراز احساسات من فاصله می‌گرفتند، چه بسا همان چيزی را می‌ديدند که من می‌بينم.

مطالب مرتبط

...

کتاب، ناموس آدم کتاب‌باز است

چند سياست‌مدار عصبی در آمريکا

چاک جهل و حمق . . .

پازل تاريخ و چند حاشيه‌ی ديگر

دو حاشيه

در فضيلت شجاعت و صراحت

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/3593

نظرها (2)

آقای عزيز روزتان بخير ميخواستم بگويم به نظر من رسالت رسانه این است که حقيقت جامعه را خوب يا بد همانطور که هست بازتاب کند. موسيقی که شما ذکر کرديد هم پديده ای اجتماعی هست که رسانه بايد به آن توجه کند (همينطور نقد کند). در باره فحش و کلمات سکسی هم بايد بگويم به نظر من این گونه از کلام به انحای گوناگون در آثار مختلف بوده و به عنوان بخشی از هويت فرهنگی ملت خواهد بود. اگر نمونه ميخواهيد شعر کنيزی که با خر خاتون شهوت ميراند مولوی را بخوانيد يا به شعر عمومک مورچه داره يا داستان نهی از منکر کردن سعدی که نمونه های برخورد با پديده فرهنگ عوام هستند آن هم در زمان نارواداری این بخش از فرهنگ توسط جريانات رسمی فرهنگی. مرا ميبخشيد شايد هم به بيراهه ميروم و اشتباه ميکنم.ن

حقيقتش دليل اينكه از ديروز كه پست قبلي رو ديدم تا الان 9786 بار اينجا رو چك كردم و اين هم سومين كامنت منه،‌ جالب بودن بحث نيست.... چيزي كه منو اينجا مي كشونه در اصل اينه كه مي خوام بفهمم افرادي با اين تفكر بسته،‌ چطور قراره از خودشون دفاع كنند.... اين كه شما توي اين پست داريد مسير بحث رو عوض مي كنيد به "تكليف رسانه" هم قابل توجهه...

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats