July 23, 2006

« فتنه‌ی هر امتی، مظهر شیطان تويی! | صفحه‌ی اصلی | توضيح واضحات! »

در نقد سياست و قدرت

ديشب دوستی می‌گفت در نوشته‌ی آخرت تعابيری که به کار برده بودی («روبه مکاره» و «عقرب جراره») تعابير درشتی هستند و بيشتر به فحش شبيه‌اند تا مثلاً مقاله. بد نيست توضيحی بدهم تا موضع‌ام روشن‌تر شود. نخست اين‌که در همان يادداشت اشاره کرده بودم که اين تعابير در فلان سرود وجود دارند و مخصوصاً آن‌ها را در گيومه گذاشته بودم تا مشخص شود تعابير از من نيستند. ديگر اين‌که خلاصه‌ی حرفِ من اين است که دستگاه سياستِ خارجی آمريکا، در کنار بسياری ديگر در خود منطقه‌ی خاور ميانه، امنيت جهان و منطقه را به مخاطره انداخته‌اند. ريشه‌ی اصلی را هم البته چنان‌که چندين بار نوشته‌ام از نادانی و خلاء اطلاع‌رسانی شفاف و صريح و بدون پيش‌فرض است. به همان اندازه که نظام فکری ايدئولوژيک در ايران درباره‌ی نه تنها آمريکا بلکه تمام جهان با پيش‌فرض و از سر «علت» نگاه می‌کند، البته آمريکا و دستگاه سياست‌ خارجی‌اش وضع بهتری ندارد، بلکه وضع‌اش وخيم‌تر و سرزنش‌بارتر است. اگر مثلاً‌ ايران چنين بکند يا بگويد، برای ما شايد قابل درک باشد چون نهايتاً‌ خواهيم گفت از يک نظام فکری ايدئولوژيک که ادعای «حقوق بشر» و «دموکراسی» هم ندارد و رسماً بر سر منابر تقبيح می‌کنند اين‌ها را، انتظاری بيش از اين نيست. اما سياست‌های دوگانه‌ی آمريکا و غربی که تمام ارزش‌های متعالی بشری و انسانی و حتی ارزش‌های نظام فکری ليبرال برای خودشان ارزش است فقط و «ديگری» مادامی که مانند آن‌ها نينديشد از آن بی‌بهره است. اين ادعای به گزاف و فاقد پشتوانه‌ای نيست. شواهد بسيار می‌توان برای آن آورد. ديروز يکی از روزنامه‌های انگليسی را می‌خواندم که مطلب مفصل و دو صفحه‌ای نوشته بود درباره‌ی بوش و بلر. خلاصه‌ی حرف‌اش اين بود که بوش (و تا حدی بلر) اعتبار اخلاقی ما (يعنی آمريکا و انگليس) را مخدوش کرده‌اند. اين نوع مخالفت با سياست‌های بوش و بلر البته چيز تازه‌ای نيست.

به هر حال، هر نوشته‌ی وبلاگی ضرورتی ندارد مقاله باشد. با طور خاص‌تر، هيچ ضرورتی ندارد خطاب به ارباب قدرت و ثروت، به تلخی و درشتی نوشته نشود. می‌پذيرم البته که ممکن است هر طبع و ذايقه‌ای با اين زبان سازگار نباشد، اما مغز حرف همان است که گفتم. نمی‌توان تمام تقصيرها را مثلاً به گردن ايران يا حزب الله انداخت. شکی نيست که اين‌ها مقصرند و البته بايد تاوان‌اش را بدهند. اما به اين هم بايد توجه کرد که آمريکا هم مقصر است و تاوان‌ِ حماقت‌اش را ديگران و بی‌گناهان دارند می‌دهند. شما حتی از ديد يک متخصص روابط بين‌الملل و علوم سياسی هم که نگاه کنيد، لحن و زبان و بيان کسی مثل جان بولتون در سازمان ملل، زبان و ادبيات قلدرانه و متخبترانه‌ای است. من زبان توهين و گردن‌کشی و خودبرتر بينی را از هيچ کسی بر نمی‌تابم. آری، زبان نرم و صلح‌دوستانه مطلوب و آرمانِ من است. اما نرمش و ملايمت زبانی در برابر کسی که با تفرعن سخن می‌گويد، طبيعت من نيست. حداقل قلم‌ام را جايی که می‌توانم به سود مظلوم بگردانم، به زيان مظلوم در برابر ظالم خاموش نگه نمی‌دارم. مسأله اين است:‌ بحرانی در خاور ميانه هست و خيلی از طرف‌ها در آن مقصرند. انصاف نيست و اخلاقی هم نيست که خطای همه را ببينيم جز خطای آمريکا را.

پ. ن. نکته‌ی مهم در اين بحث به نظر من اين است که قدرت و سياست را بايد با بی‌رحمی تمام و بدون تعارف نقد کرد. وقتی منتقد در برابر قدرت زبان‌اش لال می‌شود، نقدش ايراد جدی دارد. هنری نيست که کسانی را که «قدرت»‌ ندارند و اهرم سياست به دست‌شان نيست نقد کنيم. از طرفی نقد هم نبايد يکسويه و جانبدارانه باشد. سکوت در برابر لغزش‌های برخی از قدرت‌مدارن و نقد کردن بخش خاصی که صاحب قدرت (در هر کجای دنيا باشند)، سکوتی معنی‌دار است. بايد توضيح داد که سکوت اگر می‌کنيم، به معنای تأييد چيزی که مسکوت نهاده‌ايم نيست. تيغ نقد بايد برای همه فارغ از مذهب، نژاد، جنسيت و موقعيت جغرافيايی تيز باشد. جز اين اگر باشد، نوعی نژاد‌پرستی فکری و ايدئولوژيک بر نقد حاکم خواهد بود.

مطالب مرتبط

...

کتاب، ناموس آدم کتاب‌باز است

چند سياست‌مدار عصبی در آمريکا

چاک جهل و حمق . . .

پازل تاريخ و چند حاشيه‌ی ديگر

دو حاشيه

در فضيلت شجاعت و صراحت

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/3531

نظرها (10)

اول به صورت مشخص موضع ات را در باب نسبت اخلاق وسیاست مشخص بفرماییذ تا ما بدانیم از چه منظری داد سخن سر داده اید .

سلام. خوشحالم بابت آشنایی با وبلاگتون. لینک دادم /// در مورد مطلبتون هم بگم که متاسفانه مخمصه برای آمریکا دارد تبدیل می شود مخمصه برای آزادی و لیبرالیسم و این نیست مگر به خاطر عملکرد دولتمردانش

سلام. اين يادداشت را در حاشيه‌ي يادداشت شهرت نامداران مي‌نويسم. مرا ببخش كه دير و آن هم اين‌جا. من توضيحي نمي‌دهم فقط مي‌خواستم بگويك كه اندك فعاليت‌هايي با هرزباني دارد اتفاق مي‌افتد كه نگراني شما را برطرف كند اما به هرحال به تبليغ و انتشار و مراقبه هم نياز هست.
اين لينك را ببينيد. و لطفا بخوانيد و البته كسي بدش نمي‌آيد اگر به كساني هم معرفي كنيد.
http://www.kouly.com/?p=37
و البته نمونه‌هاي ديگر.

سلام ، خداوند به شما از اسما مبارکش برکات بسیاری به افکار و اموال و خانواده تان بدهد .انشالله ، هر روز صبح با نوای اسمالله سایت شما آغاز می کنيم .حق یارتان !یدالله فوق ایدیهم ...

سلام

وبلاگ جای تنگی است.برای همین گاهی وقت ها چند کلمه باعث دردسر می شود. اما من از این حرفت خوشم آمد که تمام این خوبی ها برای مردم آمریکا و بدی ها برای ملت های دیگر. البته این ملت ها می توانند همانند چین پستان گاو را بچسبند و نه شاخ آن را.

در حیرتم که با کدامین منطق حزب الله را مقصر میدانی؟ تو را آزاده تر از این می پندارم که باور کنم این را از سر مصلحت -هر مصلحتی - نگفته ای و واقعا باور داری به تقصیر حزب الله !!

دار يوش خان!قصد نوشتن و بانگ نداشتم اما آنقدر در اين پست و پستهاي قبل چوب ايدئولوژي را بالا بردي كه اسباب خنده است.همان نازنين كه اين « علت » و « دليل »را در دهان گرم و شيرينت نهاد خود بر پايه و در جهت يك ايدئولوژي در حركت وسير است .سالها پيش فرموده بود (در كيان)من در پي قرائتي از اسلام كه سازگار با فضا و مباني دموكراتيك باشد هستم .اين يعني يك بنيان و ساختار فكري از پيش ساخته .يعني ايدئولوژي.سكولار ترين افراد هم يك ساختار فكري از پيش دارند .ايدئولوژي دارند.فربه تر از ايدئولوژي عبارتي دهان پر كن ام بي مصداق بود .دست كم در مورد آن نازنين.گفتگوهاي هابرماس و اصحاب پوپر را كه حسين بشيريه ترجمه كرده دوباره بخوان. همين جناب اركون در اوج قله سكولاريزم ننگين ترين ايدئولوژي ها را به همراه دارد.از زنان مسلمان فرانسه بپرس .از فردي چون تو بي دقت وبا شتاب سخن راندن دور از انتظار نيست؟بيشتر بينديش.ارادتمند .روز افزون.

عزيز برادر،

چيزکی سر فرصت در اشاره به يادداشتِ تو خواهم نوشت. البته بسيار فرق است ميان سياست بوش و نقد ارکون که نيک می‌دانی. پس لازم نيست تعبير درشت «ننگين» را درباره‌ی منتقد (و نه سياست‌مدار اهل قدرت) به کار ببری.

د. م.

سلام. خيلي به اين جور انتقادات كه از نوعي ادب و نزاكت پاستوريزه و استريليزه تصنعي و چه مي دانم؟ برمي آيد، توجه نكنيد. آنكه به عقرب جراره و روبه مكاره مي گويد فحش يحتمل يا معناي فحش را نمي داند يا تا به حال فحش نخورده است اخوي!

حرفهایی که در زیر زدید محترم ولی من هنوز از اینکه افغانستان از دست رژیم غیر انسانی طالبان رها شد خوشحالم. مگر یادتان رفته که چه میکردند؟ خوب طول میکشد تا اوضاع بهتری پیدا کند و در این میان بازماندگان طالبان هم چوب لای چرخ میکنند. به تاریخ افعانستان نگاه کنید ببیند که کی وضع بهتری داشته. با دخالتهای نظامی مخالفم ولی هر چه فکر میکنم میبینم که افعانستان حسابش از بقیه سواست. در ضمن حمله به افعانستان یکی از محدود عملیاتی بود که سازمان ملل پشت آن بود.

با سلام و احترام
پس از ظهور واژه "دهکده جهانی" در ادبیات جدید سیاسی دنیا برای "کدخدا" نیز واژه ای دیگر نیاز دارند که همگان از آن خوششان آیداما برای این یکی تاوانهای زیادی دارد پرداخته میشود که چون همیشه متاسفانه بهای آنرا باید مردم بپردازند.
از هرچه که منجر به بازی گرفتن واژه ها میشود بیزارم، آنچه که باعث بیزاریم از سیاست است این که واژه ها ابزاری هستند برای مردم فریبی.
سخنی هم برای همه مان، دوستی میگفت : " پروردگارا به من یاری شنیدن سخنان مخالفانم را عطا کن و ..."
برای شما از خداوند آرزوی موفقیت و پایداری در نوشتنهای زیبایتان دارم. اردتمند

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

Free counter and web stats