در اين که هيچ کسی نمیتواند و نبايد مانع پيشرفت و توسعهی علمی و اقتصادی ايران شود، هيچ ترديدی نيست. هيچ عقل سليمی نمیگويد که به خاطر قلدری آمريکا ما بايد تمام زندگیمان را تعطيل کنيم و فقط چشممان به دست غرب باشد. اما، بد نيست کسانی که فقط رژه رفتن بلدند و مدام از «حق مسلم» ما دم میزنند، يادشان باشد که هيچ حقی بدون دردسر و مسئوليت نيست. میگويند انرژی هستهای، پاکترين نوع انرژی است. گمان نمیکنم علم، اين ادعای شتابزده را به همين سادگی تأييد کند. فرض کنيم، روزی برسد که ما به سطح پيشرفتهای از دانش و برخورداری از انرژی هستهای رسیده باشيم و آمريکا هم هيچ غلطی نتوانسته باشد بکند. اگر خدای ناکرده، فاجعهای مثل فاجعهی چرنوبيل رخ بدهد و چند شهر، ناگهان تبديل به شهر ارواح شوند و تا سالها عواقب آلودگی و تشعشعات هستهای در کشور باقی بماند و نه از تاک، نشان ماند و نه از تاکنشان، نه از نطنز اثری بماند و نه از کاشان و اصفهان، آيا باز هم ادعا میکنند انرژی هستهای، پاکترين انرژی بود؟! کسانی که امروز «حق مسلم» را توی بوق میکنند، خوب است همين امروز تدابيری عقلانی و جدی برای مهار کردن اين انرژی خطرناک و مهلک بينديشند تا اگر فردا از اين انرژی به طور کامل برخوردار شديم، شبها از بيم چرنوبيلی ديگر، کابوس نبينيم! به همان اندازه که از غرور آن میشود حرف زد، از خطرات آن هم بايد برای مردم گفت تا همه بدانند با چه ابزار هراسآوری دارند غرور میخرند و فخر بر جهانيان میکنند:
شکوه تاج سلطانی که بيمِ جان در او درج است
کلاهی دلکش است اما به ترکِ سر نمیارزد!
راستی دانشمندان برجستهی کشور ما تا به حال به سیاستمدارانی که نمیدانم چرا بیخودی توی علم دخالت میکنند، گفتهاند که اصلاً امکان دارد از انرژی خورشيدی هم استفاده بکنند يا نه؟
مرتبط: به شهر ارواح خوش آمديد (عکسهای چرنوبيل ۱)
شهر از دست رفته؛ بيست سال پس از حادثه (عکسهای چرنوبيل ۲)
خاطرات بازماندگان؛ پس از واقعه

نظرها (1)
سلام با حرفت موافقم زيادي بي منطق حرف مي زنيم و كار مي كنيم .اين شعار هم يكي از اون كارها و حرف هاست.
mehdi | پنجشنبه، ۷ اردیبهشت ۱۳۸۵، ۰۸:۴۹