دو سه ساعتی نشده است که از شبگردیهای معمولم برگشتهام. سايه امشب از لندن میرود. شبِ پيشين به اتفاق صاحب سيبستان و نويسندهی سمرقند با پرويز جاهد در خانهی بهنود بوديم که سايه در آنجا مهمان بود. شوق ديدار سايه و شنيدن سخنانش مرا تا هر کجا میکشاند. باکی ندارم که به خاطرِ گفتن اين سخن چه بگويندم، اما هر چه که باشد من از حضور سايه بسی نکته میآموزم و جدای از صداقت و صفا و صميميتِ اين مرد، چنان که بارها گفتهام، دانشِ سرشار ادبیِ او گوهری کمياب است. من از سايه فراوان نکته آموختهام در خواندن شعر و فهم شعر، اگر چه خود هيچگاه شاعر نشدم! خاطرم هست که سالی که با مشکاتيان در تهران به خانهی سايه رفته بودم و دکتر شفيعی هم آنجا بود، مشکاتيان به سايه گفت که داريوش خراسانی است و شعر هم میگويد. سايه هم بلافاصله جواب داد: «خدا آخر و عاقبتت را به خير کند!» باری، سايه با همين طنز جدی که گاهی به سختی میتوان تشخيص داد کدام يک از سخنانش جدی است و کدام شوخی، برای من عزيز است و دلنشين. دوستش دارم، به قول خودش: «همينجور بيخودی!» آدم که برای دوست داشتن دليل نمیخواهد.
امشب، فرصتی بود مغتنم برای شنيدن حکايتها و سخنانی از زبان کسی که درشعر فارسی پيشکسوت است و خدمتِ او به هنر و فرهنگ و ادبيات ايران بسيار ارزنده و ماندنی است. خاصيت اين خاطرات و روايتها اين بود که کسی آنها را میگفت که خود همنشينِ نزديک اخوان، کسرايی، مشيری، شاهرودی، زهری، نادرپور و شاملو بوده است. نوشتنِ آن همه سخن، فرصتی دراز میخواهد که اکنونم نيست. اما چونان مواقع ديگرِ بسيار، اين تجربتی است برای من که در کارِ ادب و فرهنگ، بدون خضوعِ فراگيری و گوش سپردن به نکتهی بزرگان و سالفان، آدمی را تنها کبر و رعونت به سخره خواهد گرفت. و سايه تنها يکی از اين کسان است. دريغا بر پر سخنانی که بزرگان را ناديده گرفته و خروار خروار در بابِ شعر و ادب حکم صادر میکنند و غوره نشده میخواهد مويز شوند!
موسيقیِ امروز صفحه، آواز راک، هم حکايتی دارد. آوازی نسبتاً طولانی است از شجريان. شعر را با انتخاب سايه خوانده است. نوازندگان بايد پرويز ياحقی، فرهنگ شريف و جهانگير ملک باشند. بعد از اجرای کار شجريان بنا به دليلی از سايه میخواهد که اين برنامه پخش نشود. سايه اما امشب میگفت که دريغ بود صدای زلال و بینظير آن شبِ شجريان پخش نشود. در راه که میآمدم با خود گفتم که امشب اين آواز را روی صفحه خواهد گذاشت، هر چقدر هم که طولانی باشد!


نظرها (10)
واقعا به خاطر عکسهايي که از سايه گذاشته ای،ازت ممنونم.
Nik Mohammad | چهارشنبه، ۳ دی ۱۳۸۲، ۱۲:۲۱
سلام... هم متن زيبا هم سايه زيبا هم ملکوت زيبا هم آواز زيبا!
نکته گو | چهارشنبه، ۱۹ آذر ۱۳۸۲، ۱۶:۰۲
با سلام به قبله عالم که نظر به هر سو دارد جز ...از شما چند بار خواهشهایی در ارتباط با وبلاگ خیال تشنه کردیم و پاسخی نگرفتیم. بهرحال برهوت غریب این خیال تشنه هم گاه دلتنگ رنگی جز سیاه و آبی می شود.
شاید اگر مشهور بودیم قبله عالم کمی بیشتر عزت سر وبلاگمان می گذاشت اما چه کنیم هنوز به درجه . ملکه .پادشاهی و...نرسیدیم
امید است توقع ما بی جا نبوده باشد بعد از دهها بار خواهش و تمنا.
پایدار باشید
خیال تشنه | چهارشنبه، ۱۹ آذر ۱۳۸۲، ۱۱:۵۱
مرسي از اين آهنگ زيبا !
ميشه بگي چه جوري ميشه اين را "دانلود " كرد كه بدون نياز به اينترنت بشه از آن لذت بر ؟ ممنون ميشم اگر بهم بگي
مرسي - مجيد
Majid Reza Ziaie | چهارشنبه، ۱۹ آذر ۱۳۸۲، ۱۱:۳۷
http://behnoudonline.com/2003/12/031208_000675.shtml
مهشا | چهارشنبه، ۱۹ آذر ۱۳۸۲، ۰۸:۳۷
سلام
ممنون از اين همه لطف ومهربانی
امشب دل گرفته من با حال و هوای صفحه تو آروم شد
وای که چه حالی داره اين آواز، اين عکسها!
حالا ميفهمم که چرا سايه نشين شده ای!
محمد | سه شنبه، ۱۸ آذر ۱۳۸۲، ۲۱:۳۸
salam
shahanshaha in foroutaniyetan dar barabare bozorgan sheyr o moosighi jay taghdir darad ama maghame shoma joz rouya baraye ma nist
omide on daram shoma ra dar peymoodane pelehaye marefat hamishe movafagh bebinam,
man ham az moosighiye safhe tashakor mikonam
ali
alireza | سه شنبه، ۱۸ آذر ۱۳۸۲، ۲۱:۳۸
سلام
ممنون از اين همه دنياي قشنگ كه امشب برام آفريدي
عكس هاي دوست داشتني "سايه " با اين آواز واي كه چه حالي خوش برام داره
يه كاري مي كني كه از صفحه ات بيرون نرم
و خوشا به حال من كه ميهمان هر شبه توام
بازهم تشكر.
محمد | سه شنبه، ۱۸ آذر ۱۳۸۲، ۲۱:۲۸
سلام . بسيار ممنون که این اواز را گذاشتید . علیرضا
Alireza | سه شنبه، ۱۸ آذر ۱۳۸۲، ۲۰:۱۹
دست مريزاد!
شادی يار پريچهره.....بنويس اين ناگفته ها را تا بماند،
دست کم برای خودت.
صاحب زخمه | سه شنبه، ۱۸ آذر ۱۳۸۲، ۰۸:۲۳